السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

89

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

ديگران را مىبينند . اما خداوند برتر از آن است كه به چشم ديده شود يا وهم و گمانى او را احاطه كنند ، يا عقلى او را ضبط و تشخيص دهد ؟ زنديق : پس خدا را بر من تعريف كن . امام : او حد و تعريف ندارد . زنديق : علت چيست ؟ امام : زيرا هر تعريف شده به آنچه تعريف مىشود محدود مىباشد اگر ( آن شىء ) قابل تعريف باشد احتمال زايد شدن دارد كه چيزى بر او اضافه شود . يا چيزى از آن كم شود و ناقص گردد . خداوند نه محدود است نه زايد است نه ناقص است نه تجزيه بردار و نه به وهم مىآيد . زنديق : پس سخن خود را تفسير كنيد كه مىگوييد : او لطيف است و سميع و بصير ، عليم و حكيم . آيا شنيدن به جز با گوش ، ديدن با چشم ، لطف ( ظرافت ) با كاركرد دستان ، حكمت با صنعت ، ممكن است ؟ امام : اگر لطف و لطيف را در انسان‌ها به كار بَريم ، قطعاً آن درباره « صنعت » است . آيا نديده‌اى كه مردى چيزى را مىسازد و آن را ظريف مىسازد . لذا اين چنين مىگويند : فلانى چه ظريف كار است ! اين سخن را چگونه در مورد خالق بزرگوار مىتوان گفت او لطيف است ، زيرا آفريده خلق كرده است ، كه هم لطيف است و هم با عظمت . حيوانات را آفريده است و در آن‌ها روح را با جسم‌شان تركيب داده است . اجناس را آفريده است كه با هم‌ديگر تباين دارند . در شكل و صورت اساساً هيچ جزئى و بخشى با جزء ديگر تشابه ندارد . هر كدام از اين آثار شگفت‌انگيز لطفى از الطاف خداوند خبير است كه در تركيب شكل و صورت آفريده است . ما به درختان نگاه مىكنيم و ميوه‌هاى آن‌ها را كه بعضى خوردنىاند و برخى